توضیحات
داستان رمان همسر شوهرم، درباره زندگی یک وکیل جوان به نام لی لی مک دانلد را روایت میکند. لی لی با اِد ازدواج کرده و زندگی خوبی دارد، اما با قبول اولین پرونده قتل خود، زندگیاش دستخوش تغییرات بزرگی میشود. این پرونده مربوط به مردی است که نامزدش را در حمام خفه کرده است. ورود این پرونده به زندگی لی لی و همچنین حضور همسایه نه سالهاش، کارلا، ماجراهای پیچیدهای را به دنبال دارد…
نام این اثر: رمان همسر شوهرم
نگارنده: جین کوری
سبک: عاشقانه، جنایی
قسمتی از رمان همسر شوهرم
اد پرسید: «عصبانی هستی؟»
اد، صبحانه مورد علاقه اش یعنی کورن فلکس را در ظرف می ریخت. معمولا من نیز این صبحانه را خیلی دوست دارم (ترد و البته بدون شیر). زمانی که بچه بودم، به تصویر روی پاکت کورن فلکس، حساسیت داشتم و از آن خوشم نمی آمد و البته همچنان این احساس در من باقی و از بین نرفته است. اما در حال حاضر، معده ام پاسخگوی این ماده غذایی نیست و نمی تواند آن را تحمل کند.
در حالی که گوشواره های مرواریدم را در آینه کوچک کنار لگن ظرفشویی محکم می کردم. به تکرار پرسیدم: «عصی؟» آپارتمان ما جای بزرگی نیست. باید به نحوی با آن کنار بیاییم. دوباره تکرار کردم: عصبانیت از چی؟ عصبانی از نخستین روز زندگی مشترک شاید. زندگی مشترک خاص، در نخستین سال از قرن بیست و یکم.
عصبانی از اینکه چرا زمان بیشتری صرف گشتن و پیدا کردن اپارتمانی بهتر نکردیم تا گیر چنین فضای کوچک، با این همسایه های ناجور در بدترین محله کلابام نیفتیم. جایی که اتاق خواب و حمامش از کوچکی چیزی نمانده است که ریمل و رژ لب من با کارد و چنگال و قاشق چایخوری قاطی شود.